خرید بک لینک

 

توسعه اقتصادی                                جلسه اول

علل اهمیت روز افزون مسائل اقتصادی در جهان امروز، تأثیر عوامل اقتصادی بر همه ی جنبه های زندگی ملل- اعم از اجتماعی ، سیاسی وفرهنگی است. اگر جامعه ای به دنبال حفظ استقلال سیاسی وفرهنگی خود است، باید به رشد وپیشرفت اقتصادی به مثابه ی یکی از مهم ترین ابزار ها برای قرار گرفتن در مسیر توسعه، توجه کند.در جهانی که ما در آن به سر می بریم ارتقای کیفیت زندگی و رفاه انسانها و نیل به رشد و توسعه اقتصادی از برنامه های کلان دولت هاست.

توسعه اقتصادی به مفهوم بهره وری بیشتر افراد جامعه از امکانات وتسهیلات رفاهی , آموزشی و بهداشتی در نتیجه گسترش آگاهی است. واین به معنای بالا بردن عزت وکرامت انسانی است.

گرچه رشد وتوسعه اقتصادی , نیاز به تدوین راهبرد وخط مشی ویژه دارد. ولی در این بین، برد با کشورهایی بوده که متکی به مشارکت مردم بودند. درحقیقت زمینه سازی برای نقش آفرینی مردم به عنوان افرادی مسئول وآگاه فراهم شده .

به بیانی دیگر،هدف نهائی توسعه، گسترش آزادی های اساسی به مفهوم بالا بردن آگاهی و بالطبع آن ارتقای کیفیت زندگی ورفاه جامعه می باشد.

کتاب"توسعه یعنی آزادی"نوشته آمارتیاسن Amartya Kumar Sen (برنده جایزه نوبل1998) شرح می دهد :

به طور کلی می توان برای توسعه دو دیدگاه قطبی بیان کرد که سایر برداشت ها در گستره ای وسیع در میان این دو قرار می گیرند :  یکی دیدگاهی است که توسعه را با مفاهیم ومعیارهایی چون رشد تولید ملی، افزایش درآمد، صنعتی شدن، پیشرفت فناوری ، مدرنیزه شدن وجزء اینها بیان می کند و می سنجد.

دیدگاه دیگر، توسعه را به صورت فرایند گسترش آزادی های واقعی (آزادی های سیاسی وحقوق مدنی، آزادی مشارکت دربحث ها وتبادل نظرهای اجتماعی و...) بیان می کند و معیارش نیز تنها رضایت مردم است.

 با انتخاب تعریف نخست ،خودمان را از همان آغاز راه در دایره ای بسته ودیدگاهی تنگ محدود می کنیم که حتی اگر برحسب تصادف وشانس به هدف هم برسیم با آنچه می توانستیم داشته باشیم تفاوتی محسوس خواهد داشت.

مفهوم دیگری که تفاوت این دو دیدگاه توسعه را روشن تر می کند، ارتباط "درآمد" و"دستاورد" است.

 در دیدگاه اول ، توسعه به دنبال کسب درآمد است به صورت افزایش درآمد ملی یا درآمد سرانه ، ولی در منظر دوم توسعه به دنبال کسب دستاورد است. درآمد را همه به خوبی می شناسیم وشاید بیشتر ایام عمرمان را به دنبال کسب آن صرف کرده ایم وخواهیم کرد. درآمد خود نوعی دستاورد است ولی تمامی آن نیست.

دستاورد آن چیزی است که به خودی خود و به دلیل رضایتی که برای ما ایجاد می کند ارزشمند است وتقریبا" همه ی ما درآمد را به عنوان وسیله ای برای کسب دستاورد دوست داریم.

بگذریم از معدود اشخاصی که کسب درآمد به تنهائی و بدون تبدیل شدن به دستاورد ، برایشان رضایت و لذت ایجاد می کند که آن را می توان نوعی بیماری روانی یا فکری دانست، زیرا به قول شیخ اجل سعدی" برای نهادن چه سنگ وچه زر" .

 

دکتر علی شریعتی در کتاب "خودآگاهی استحمار" می گوید؛ اساسی ترین واصلی ترین حرفی که می خوام بزنم اینست که : آگاه باشیم که با "اشباع علمی" خود را از نظر فکری ، اشباع یافته احساس نکنیم.واین یک نوع سیری کاذب است، ویک نوع فریب بسیاربزرگ.

به اعتقاد او؛ اگر جامعه ای یک راه فکری ، یک ایده آل ، یک ایدئولوژی(نوعی خودآگاهی) وایمانی داشته باشد برهرقدرتی حتی برقدرتی که منظومه شمسی را تسخیر می کند ، پیروز می شود، وچنین جامعه ای ، بی تردید ، بعداز ده سال ، بعداز پانزده سال ، یا بیست سال " تمدن "هم خواهد داشت، ماشین هم خواهد داشت، خودش تولید کننده هم خواهد بود.

اما اگر ، بدون ایده آل ، بدون ایمان ، بدون آگاهی ، " آگاهی خود آگاهی وآگاهی اجتماعی" اگربدنبال پیشرفت هم باشد وموفق هم بشود- که نمی شود ، همیشه مصرف کننده خواهد ماند، وخیال خواهد کرد که تولید کننده است، چنانکه این فریب ، فریب بزرگ همه کشورهای عقب مانده است.

 

درس جلسه دوم

لازم به نظر می رسد قسمتهائی از سخنرانی دکتر محسن رنانی در تاریخ 25/2/95 ، در آیین بزرگداشت شادروان دکتر حسین عظیمی در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با موضوع "توسعه کودکی و کودکی توسعه" را بازگو نمائیم :

در حال حاضر کشور در دام «کودکی توسعه» گرفتار شده است و تا زمانی که سرمایهگذاری کافی در بعد فرهنگی توسعه و تربیت فرزندان صورت نگیرد، توسعه هم به ریل اصلی خود باز نخواهد گشت. در بررسی توسعه و کودکی توسعه باید با یک تفکیک ساده در جامعه، رشد، پیشرفت و توسعه را معنا کنیم.

رشد یعنی تکثیر افقی وضع موجود. بدین معنا که تولید با دانش و فناوری روز و افزایش بازدهی و بالا بردن توان صورت میگیرد. به عنوان نمونه ایران خودرو به جای تولید ۵ هزار خودرو ۱۵هزار خودرو را بسازد. در همان مدت مشخص پیشرفت تکثیر عمودی وضع موجود است. ارتقای فناوری و توانایی، این در اقتصاد یعنی ایران خودرو به جای پژو ،خودرو بهتری تولید کند و محصولات خود را از لحاظ کیفی ارتقا دهد.

توسعه یعنی تغییر شرایط موجود به سمت تعالی ( بالغتر و عاقلترشدن همراه با رشد وپیشرفت). در حالت توسعه، شرکتی مانند ایران خودرو باید سطح دانش و سازوکارهای درونی خود را ارتقا دهد. رشد و پیشرفت در دل توسعه وجود دارد اما رشد و پیشرفت برای توسعه شرط لازم است و شرط کافی نیست.  توسعه در دو بعد مادی و فرهنگی صورت میگیرد. بعد رفاهی، وجه فیزیکی و اقتصادی است و بعد فرهنگی وجه رفتاری و اجتماعی نیز تلقی میشود. محصول خط تولید اقتصادی، رفاه است و محصول خط تولید فرهنگی، رضایت است.

در سالهای بعد از انقلاب تمرکز بر وجه فیزیکی توسعه بود. حتی دانشگاهها هم بدون توجه به بعد رفاهی، نیروی انسانی را تربیت کردند. تمرکز بیشتر روی سیمان، فولاد، سد و فرودگاه بود. تمرکز روی نیروی انسانی اینگونه بود که نیرویی تربیت شود که بتواند کار و رفاه تولید کند.در نهایت در چنین شرایطی نیروی انسانی را برای وجه مادی توسعه که رشد و پیشرفت است، تولید کردیم نه وجه فرهنگی.

بعد اجتماعی و فرهنگی توسعه نیاز به سرمایههای اجتماعی و نمادین دارد. سرمایههای اجتماعی برای ساماندهی رفتارهای فردی و سرمایههای نمادین برای الگوسازی ضروری است. اگر توسعه فرهنگی رخ ندهد، بقیه ابعاد توسعه ادامه پیدا نمیکند و از نقطهیی به بعد توسعه فیزیکی نیز به بنبست میرسد و رشد پرهزینه میشود.

بعد اول توسعه را مدرنیزاسیون و بعد دوم آن را مدرنگرایی یا همان هماهنگی خلق و خوی افراد با تغییرات تعریف میکنند.

*اگر وارد مدرنیته شویم و تمام تکنولوژی روز را درکشورمان وارد کنیم اما رفتارهایمان تغییرنکند، بعداز مدتی رشد و پیشرفت متوقف میشود و به سمت فروپاشی حرکت میکنیم.

در دنیای سنتی رفتارها چندان به یکدیگر گره نمیخورد و در فضای اقتصادی هر فرد تاثیری از دیگر فعالان نداشت. چراکه تولید در حد رفع نیازهای فردی بود اما امروزه رفتار تمام فعالان اقتصادی به یکدیگر مربوط است و رفتارهای غلط میتواند خسارات جبرانناپذیری را بر پیکره اقتصادی وارد کند.

در زندگی سنتی مناسبات شخصی است اما در زندگی مدرن اینگونه نیست و همه مقولات اجتماعی به یکدیگر مربوط و کارها تقسیم شده است. در دنیای مدرن مناسبات اقتصادی با ارزشها و رفتارهای دیگران گره خورده است و باید رفتارهای افراد بر مبنای رواداری باشد و رفتارها باید شکل و ظاهر عقلانی داشته باشد.

متاسفانه شاهد آن هستیم که در حالی آخرین موبایلها و جدیدترین فناوریهای روز دنیا به کشور وارد شده است اما مناسبات سنتی همچنان در جامعه حیات دارد. در چنین شرایطی چون سازوکارهای عقلانی جایگزین سازوکارهای عاطفی نشده است، در نهایت شاهد فرار سرمایهها هستیم چرا که هنوز مناسبات متحول نشده است. به عنوان نمونه صنعت توریسم در کشور ما به معنای واقعی وارد نمیشود. در حقیقت، سرمایهها از کشوری که مناسبات آن متحول نشده است، فرار میکند.


برچسبها: رشد, پیشرفت, توسعه اقتصادی و فرهنگی

برچسب: نویسنده: آوا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 15 فروردين 1397 ساعت: 23:38

صفحه بندی